جمال الدين محمد الخوانساري

مقدمة 4

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وبيان است بلكه از وضوح بمرتبه رسيده كه اگر كسى بمقام معرّفى آن برآيد در نظرها زشت آيد ونكو ننمايد پس امر در اين موضوع چنانست كه أبو العيناء بعبيد اللّه بن خاقان وزير متوكّل ومعتمد در مقام اعتذار از تعرّض بمدح وثناى أو گفته : من خود را در ستايش تو مانند كسى مىبينم كه بخواهد روز روشن را بستايد يا ماه تابان را بمردم معرّفى نمايد پس چون بيقين مىدانم كه اگر رخش همّت بعزم مدح تو برانم در آخر عاجز ودرمانده خواهم شد وبغايت نخواهم رسيد از آغاز امر خود را بآن مشغول نمىسازم وبعوض ثناى تو بدعاى تو مىپردازم پس دست از شرح وبيان خود در اين موضوع برميدارم وزمام شناخت آنرا بدست معلومات مردم مىسپارم . چه گويم در بارهء مردى كه دشمنان أو بفضل أو اقرار كردند » . نگارنده گويد : چون كلام ابن أبي الحديد هم مفصّل است وهم عربى است ونظر باين دو جهت مقام مقتضى نقل تمام آنها نيست اكتفا مىكنيم به آن چه علامه مجلسي ( ره ) از اين كلام ملخّصا در حقّ اليقين ترجمه كرده است وآنرا بقلم أو بعينه در اينجا مىنگاريم وآن اين است : ابن أبي الحديد گفته : امّا فضائل آن حضرت از كثرت وشهرت بجائى رسيده كه با وجود آن متعرّض ذكر وبيان آن شدن سماجت است وبعد از آن گفته : چگويم در شأن مردى كه اعدايش اقرار واذعان بفضلش كرده وخصمانش انكار وكتمان فضايلش نتوانستند كردن ومعلوم است كه بنى اميّه با آنكه مالك شرق وغرب عالم شدند ونهايت سعى وحيله در اطفاى نور أو نمودند وأحاديث بسيار در مثالب ومعايب أو وأقارب أو وضع كردند وبر منابر سبّ ولعن أو كردند ومادحان وشيعيانش را حبس وقتل ونهب نمودند ومردم را از روايت حديثي كه دلالت بر فضل ومنقبت أو كند منع بليغ كردند تا حدّى كه بر مردم حرام كردند كه نام أو را بر زبان جارى گردانند وهر چند ايشان در اين امر اهتمام وسعى تمام بيشتر كردند نام أو بلندتر وقدرش رفيع‌تر شد مانند مشك كه هر چند أو را پنهان كنند بويش مخفى نماند ومثل